تشنه آغوش توام ...

به ذوب کردن کوه یخی با آتش کبریت میماند زمانی که به گرمای آغوشی تشنه ام و تنها چیزی که سهم من میشود چند کلمه حرف است...


 

/ 1 نظر / 11 بازدید
اندیشه

کوچک شدنِ سایه ات که هیچ حتی محو شدنت پایانت نیست تو هزار و یک چهره داری بهار شکوفه می زنی تابستان می تابی پاییز می باری حتی سکوتِ برف هم صدای توست